عبد الله قطب بن محيى
177
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
وقت آن نيفتند . وجه لذت در منحت جلى و پيدا است و وجه لذت در محنت خفى و ناپيدا ، خداى عزّ و جلّ به حكمت خود اين بدينگونه ابداع فرموده ، محبان خداى كه اهل لطافتند و ادراك ايشان به خفيّات رسد ، باز وقت اين حال افتند و متنبّه گردند مر آن لذت دقيق كه در محن و مصائب است شوند ؛ هرآينه آن بر كام ايشان چنان سازگار آيد كه نعم و ملاذّ ، چنانچه عارف گفته : بلا را از خوشى نشناسم ايرا * به غايت خوشبلايى من چه دانم و عامه چون اهل كثافتند و از ادراك لطائف و حقايق محروم ، باز حال اين معنى نيفتند و چون محنت و مصيبتى روى نمايد در اضطراب افتند و آسايش خود جز جدايى از آن ندانند ؛ اگر سازگارى كنند و اضطراب ننمايند ، آن برايشان خوش شود ، چنانچه آتش بر ابراهيم برد و سلام گشت ، اما ايشان اين نكنند ، اضطراب كنند و از اضطراب ايشان آب برافروزد و بر ايشان آتش شود ، كجا آتش آب تواند شد ! خارى در زير دم دابّه نهند ، اگر او نجنبد هيچ گزند او را در آن نباشد ، اما او بيم بر خود نشاند و در اضطراب افتد ، به سبب حركت و اضطراب ، خار در او خليدن گيرد ، پس او به جهل خود را مىآزارد ، نه خار او را مىآزارد ، آتش دوزخ كه مؤمنان بر آن مىگذرند و بر ايشان روضه است ، بر كافران چنان سوزنده و گدازنده است ، براى آن كه نادانى آن را برمىافروزد ، مؤمنان نادان نيستند ، هرآينه به آب علم نايره او را فروكشند ، لاجرم به فرياد آيد كه « جز يا مؤمن فان نورك اطفا نارى » . وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُضِلٍّ « 1 » و السلام . * * *
--> ( 1 ) . سوره زمر ، آيههاى 36 و 37 « و هركه را خدا گمراه گرداند برايش راهبرى نيست و هركه را خدا هدايت كند ، گمراه كنندهاى ندارد » .